قدردانی اسراء مفاخری از پیشکسوتان شرکت کننده در پاکسازی غار پراو
گزارش ذیل را اسراء مفاخری جوانترین غارنورد استان کردستان و عصو گروه قاجر برای سایت قاجر ارسال نمودند. این گزارش حاوی خاطرات ایشان از پاکسازی غار پراو و قدردانی از پیشکسوتان غارنوردی می باشد.

بعداز اعلام انجمن غاروغارشناسی ایران در مورد دعوت به پاکسازی غارپراو من پدرم و برادرم ازگروه قاجر قروه و اقای آرش یاسمن پور و آقای هیوا احمدی از سنندج اعلام امادگی وثبت نام کردیم.بعدازآن من به همراه پدرم تمریناتم را بیشتر کردم تا برای این برنامه اماده باشم .
لذت دیدار پیشکسوتان غارنوردی واکثر غارنوردان توانای کشور از ذهنم خارج نمی شد تا اینکه وقت رفتن فرا رسید من به همراه پدرم و آقای هیوا احمدی وآقای مهدی پناه روزچهارشنبه ساعت ۳ صبح به سمت کرمانشاه و روستای چالابه حرکت کردیم.
 بعداز رسیدن به جاده ی چالابه با غارنوردانی که از شهرهای: کرمانشاه-تبریز-تهران-شهرکرد-مشهد-رشت- آمده بودن آشنا شده و به سمت پناهگاه پراو حرکت کردیم در حین راه در بالاتر از محلی که خسته نباشید می گویند به آقای دکتر حشمت حیدریان سرپرست برنامه به همراه دو دوستش رسیدیم ( دکتر حشمت حیدریان اولین ایرانی که غار پراو را به همراه دو نفر از دوستانش پیمایش کرده است ). آنها از دیدن ما خوشحال شدند و من هم مانند آنها خوشحال شدم و در آنجا با آقای دکترحیدریان چند عکس یادگاری گرفتیم…
بقیه گزارش در ادامه مطلب……

اسراء در کنار دکتر حشمت حیدریان اولین ایرانی پیمایش کننده غار پراو
اسراء و آقای یوسف سورنی نیا 
اسراء و هیوا احمدی اولین غارنورد پیمایش کننده غار پراو از  استان کردستان 

پس از ۲۰دقیقه به پناهگاه پراو رسیدیم و بعد ازجابه جایی وسایل استراحت کردیم. آن شب در اتاق دیگر پناهگاه که دکتر حیدریان و دوستانش در آنجا بودند جلسه ای گذاشتند که فردا برای پاکسازی و پیمایش گروه بندی کنند. 
گروه ها  توسط سرپرست داخل غار آقای یوسف سورنی نیا تعیین شدند.فردا صبح پنج شنبه گروه اول چهار نفر که آقای هیوا احمدی با آنها بود ساعت هفت ونیم صبح به سمت غار حرکت کردند.
 دو ساعت بعد یک گروه سه نفره .یک ساعت بعد یک گروه سه نفره ی دیگر به سمت غار حرکت کردند.من و پدرم و آقای نظام دوست بعداز این گروه ها وارد غار شدیم و تا اول چاه چهارم پیمایش کرده و به سمت بالا بازگشتیم  عصر آن روز آقای دکتر حیدریان که در تمام طول این برنامه به من لطف و محبت داشتند . یک عدد میکروتراکشن-یک عددکارابین پیچ ویلیام- یک عدد تی بلوک- ویک عدد پتوی نجات به عنوان یادگاری و هدیه ی تولدم به من دادند. که این هدیه ها برای من خیلی با ارزش هستند.شب دوباره در اتاق دکتر حیدریان جمع شدیم .
کوهنوردان زیادی هم برای کوهنوردی به پراو امده بودند آنها هم به اتاق دکتر آمدند و به نوبت هرکدام از خاطرات خود تعریف می کردند. شب بسیار خوب و لذت بخشی بود. فردا صبح  دوباره برای عکاسی و فیلم برداری وارد غار شدیم . در اول چاه یک به دو نفر از گروهی که در غار بودند رسیدیم آنها به بالا امدند و ما به طرف پایین حرکت کردیم ودر اول چاه سه بقیه ی اعضای گروه که آقای هیوا احمدی در آن گروه بود برخورد کردیم پس از گرفتن عکس و فیلم وخوشحال از اینکه به سلامت به انتهای غار رفته وبرگشته اند به سمت بالا حرکت کردیم آن شب را جشن گرفتیم خیلی خوشحال بودیم. 
فردای آن روز باجمع کردن وسایل ها به سمت پایین حرکت کردیم وقتی به پایین رسیدیم آقای مهدی پناه و آقای یاسمن پور از کردستان و آقای مشتکوب و آقای الماسی به همراه چند نفر دیگر از کرمانشاه به استقبالمان امده بودند وبا میوه و شربت از ما پذیرایی کردند بعد از چند دقیقه از آنها خداحافظی کرده و به طرف سنندج حرکت کردیم.
 در نزدیکی شهر سنندج گروهی از کوهنوردان و اعضای کانون کوهنوردان کردستان و خانواده هایمان به استقبال ما آمده بودند . در آخر از تمامی غارنوردان و پیشکسوتان مخصوصا جناب دکتر حشمت حیدریان که به من لطف داشتند سپاس گذارم. و هیچ وقت آن روزها و شب های به یاد ماندنی را فراموش نخواهم کرد آرزوی سلامت و پیروزی برای همه ی کسانی که در این برنامه زحمت کشیدند را از خداوند خواهانم. شاد و پیروز و سربلند باشید.
با تشکر اسرا مفاخری 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.