صعود مسیر سنگنوردی بیستون

موزخه ۵ و ۶ آبان ماه طبق برنامه زمانبندی شده شش ماهه دوم  6 تن از اعضای هیئت کوه نوردی مسیر قاجر و آدرنالین رز بیستون را صعود نمودند. 

گزارش برنامه ببستون۹۵/۸/۵.۶.۷
بعد از اخرین روز گشایش مسیر در سال۹۰ و خاطرات بیاد ماندی آن . طی چند برنامه تلاش کردیم تا از ابتدا تا انتهای مسیر قاجر رو صعود کنیم.اما هر بار به دلیلی جور نمیشد.
به هر حال امسال یک برنامه دو روزه برای صعود بر روی دیواره بلند بیستون از طرف گروه مشخص گردید. 
هوا خوب . نفرات خوب . زمان مناسب و چندین عامل تاثیر گزار دیگه دست به دست هم داده بود تا بتوانیم صعودخوبی داشته باشیم.
با دو دستگاه ماشین سواری به بیستون رفتیم در دامنه بیستون و نزدیک مسیر قاجر پارکی احداث شده بود که نگهبان و پارکینگ هم داشت که این باعث دلگرمی بود.
حدود ۲ساعت طول میکشه تا از قروه به بیستون بری.ساعت ۱۷:۳۰رسیدیم بیستون. و از اونجا هم با کوله پشتی سنگین به سمت محل کمپ حرکت نمودیم . ۱/۵ساعت طول کشید تا به کمپ رسیدیم.هرنفر حدود ۳تا۵لیتر اب همراه داشت . در محل کمپ اب نیست.کوله پشتی ها سنگین بود . 
پس از بر پاکردن چادر ها شام را خورده و وسایل فردا رو مهیا کردیم.
روز پنج شنبه 
ساعت ۶ بیدارشدیم صبحانه خوردیم و من و پدرام با بدرقه دوستان. صعود رو ساعت۷:۲۰ اغاز کردیم.
“تا یار که را خواهد و میلش به که باشد”
 کروکی مسیر رو در پایان ارائه میدم.
ما بر روی طاقچه نسکافه( طول۵) بودیم که چهار نفر دیگه رسیدن به ابتدای غار(طول۲). من به همراه پدرام قصد صعود تا پله ۳رو داشتیم و به راهمان ادامه دادیم و دوستان هم تا ابتدای کلاهک یعنی طول ۴ امده و فرود کرده بودند. 
ساعت ۱۶ به پله ۳ رسیدیم. 
اخرین باری که به اینجا امده بودم پوکه تفنگ شکاری دیدم یعنی شکارچی تا اینجا امده مصلما از سمت دیواره نیومدن.پس ما هم گشتی زدیم به امید اینکه راه معمولی رو پیدا کنیم و نیز محل مناسبی برای شب مانی بیابیم . برای راه پاکوب به نتیجه ای نرسیدیم اما محل مناسبی برای کمپ پیدا کردیم که نیاز به کمی اصلاحات داشت . 
سوپ و خوراک قارچ وعده شام ما بود اما بیشتر از هر چیز دیگر به اب نیاز داشتیم که ان هم به قدر کفایت نبود. 
یک لایه استرج و یک لایه پلار البسه ما بود . پس برای در امان ماندن از سرمای شب باید فکری می کردیم. خاک زیر پایمان را کندیم و اتش را انجا روشن کردیم و سپس خاک روی اتش ریختیم به این ترتیب تا ساعت ۴ صبح گرمایش از کف داشتیم و هر دو نیز داخل پتو نجات اهدایی اقا شهرام که از نپال اورده بود خوابیدیم. بر خلاف انتظار خواب خوبی داشتیم و صبح ساعت ۶ بیدار شدیم . صبحانه نودولیت خوردیم. اقا شهرام قبلا گفته بود تا ساعت ۱۱ فرصت کار دارید و پس از ان هرکجا بودید باید برگردید.
 مسیری سنگ چین بود به خیال اینکه به قله میرسد ان را دنبال کردیم اما راه به جایی نبردیم. فرصت صعود از ادامه مسیر قاجر هم نداشتیم . پس ساعت ۹:۲۰فرود کردیم تا ساعت ۱۳:۲۹ رسیدیم به محل کمپ کنار دوستان . فرید و علی در حال تلاش بر روی مسیر ادرنالین بودند. کما فی ثابق با استقبال گرم و شیرین دوستان مواجه شدیم و خستگی صعود را از تن به در کرد.
کمی استراحت کرده و کمپ را جمع نموده و به سمت پایین به راه افتادیم . ساعت۱۶:۲۰ داخل پارک بودیم . وساعت ۱۹به قروه رسیدیم.
گزارش از رحمان مرادیانی

تاریخ اجرای برنامه: ۵ و ۶ و ۷ آبان ماه ۱۳۹۵
شرکت کنندگان آقا: فرید سنگین ابادی.علی عباسی.شاهین خادم.شهرام نعمتی.پدرام نعمتی.رحمان مرادیانی (سرپرست)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *