ماناسلو : روایت ، انتقاد و افشاگری تیم زنجان

“آقای نجاریان که مسئولیت فنی تیم را بر عهده دارد از بدو خروج از ایران کمتر با بچه های زنجان ارتباط برقرار می کند و تقریبا” در خدمت تیم زنجان نیست و به صعود شخصی خود با خانم کاظمی فکر می کند بطوریکه پس از شروع برنامه ترکینگ حتی برای یکبار هم که شده با بچه های زنجان هم چادر نشده است . این در حالی است که علیرغم توافق ۵/۳ میلیون تومانی ایشان با هیئت زنجان برای کمک به تیم زنجان ، هیچ اثر و حرکت مثبتی از ایشان برای کمک به تیم زنجان دیده نمی شود ! … “

متن کامل گزارش تیم زنجان به قلم مسعود بیات منش سرپرست تیم را در ادامه مطلب بخوانید…..

گزارش  صعود تیم هیمالیا نوردی استان  زنجان به قله  مانسلو به قلم آقای مسعود بیات منش سرپرست تیم

به نام خالق هستی بخش

 در این بسته سرای بی‌رونق ، تنها این پنجره، در بلندای کوه ، لبخند می‌زند. این جا معبدی است که تو را به فکر و تامل می‌کشاند، به وادی حیرانی و شناخت می‌برد. پنجره‌ای که از روزن آن می‌توانی تمثال درهم شکستن بت‌ها و قدیس ها را ببینی! بهانه‌ای که چشمانت را می‌برد تا عرش، تا فغان و فرسودگی آذر بت تراش در هیاهوی دیدگانی که سیم و سکه خدایشان بود و سستی و سکون، نان شبشان ، می برد تا آنجا که دیگر چشمانت هم کم می آورند و حتی خود را جا می گذاری .

انگیزه ها برای انجام تلاش روی یک قله ۸۰۰۰ متری ، از سالها پیش شکل گرفت. سالهایی نه چندان دور که جوانان زنجانی در اردوهای مختلف انتخابی برای قلل ۸۰۰۰ متری حضور فعال داشتند فارغ از پتانسیل بالایشان برای کسب این افتخار ، روح حاکم بر آنان شخصیت آنان را در خور چنین برنامه هایی پرورش داده بود. طراحی برنامه صعود به یک قله بالای ۷۰۰۰ متر برای انگیزش ۸۰۰۰  متری ها .

 2 سال قبل از این برنامه ، و موفقیت کامل این تیم در آن برنامه چشم ها را برای دیدن آینده روشن تیز بین کرد. سال ۱۳۸۷ با برگزاری اولین اردوهای انتخابی در زنجان ، سال بعد تیمی ۱۳ نفره را راهی موستاق آتا نمود ، و با انجام کامل رسالت خویش صعودی زیبا و بی نقص را از خود به نمایش گذاشت که نگاه تحسین آمیز همه را به خود جلب کرد و نشان داد توانایی این تیم بالاتر از این هاست.

پس گام بعدی آماده برخاستن بود. اردوهای سخت ۸۰۰۰ متری زنجان خیلی زود و تنها ۲ ماه پس از بازگشت تیم موستاق آتا شروع شد. اردوهایی که به زعم بسیاری حتی دشوار تر از اردوهای انتخابی تیم ملی در سالهای اخیر بود و طی آن نفرات باقیمانده از هر اردو با کوله باری از تجربه قدم در اردوی بعدی می گذاشتند و طراحی هوشمندانه و انتخاب نوع اردو و منطقه آن نیز در پخته تر شدن این نفرات نقش بسزایی داشت. زنجان تجربه یک صعود ۷۰۰۰ متری را در کارنامه داشت و این صعود غیر از اثر مثبت صعود قله اش به خودشناسی و اعتماد به نفس را نیز با خود به ارمغان آورده بود.

جمعا ۱۰ اردو به شرح زیر برای انتخاب نفرات هشت هزاری زنجان برگزار شد.

۱-تست میدانی و کوهستان در کوههای شمالی زنجان ۷و ۸ آبان ۱۳۸۸

۲-خط الراس گرین در نهاوند ۳ تا ۶ آذر ۱۳۸۸

۳-جنوبی دماوند ۲۱-۲۵ بهمن ۱۳۸۸

۴-صخره های هاچا (در استان زنجان) ۲۱ اسفند ۱۳۸۸

۵-جنوب غربی دماوند ۱۴ تا ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۹

۶-جنوب غربی دماوند ۵-۷ خرداد ۱۳۸۹

۷-علم کوه  22 تا ۲۶ مرداد ۱۳۸۹

۸-شمالی دماوند ( با حضور ناظر فدراسیون) ۲۱ تا ۲۳ مهر ۱۳۸۹

۹-جنوبی دماوند ۱۹ تا ۲۱ آبان ۱۳۸۹

۱۰-هرم کسری سبلان ( با حضور ناظر فدراسیون) ۱۵ تا ۱۷ دی ۱۳۸۹

آقایان علی بیات منش،حسین مقدم، مجتبی مقدادی، سعید کریمی و کریم بیگدلی نفرات حاضر در اردوی آخر بودند که ۳ نفر اول با تایید ناظر فدراسیون توانستند جزو لیست تیم زنجان دارای تایید شورای برون مرزی باشند. با توجه به اعتقاد کار گروه  هیمالیانوردی هیات کوهنوردی زنجان به توانایی ۲ نفر تایید نشده از طرف فدراسیون و تلاش ایشان برای همراهی تیم، این دو نفر نیز با مسئولیت و هزینه شخصی موفق شدند با شرکت طرف قرارداد هیئت زنجان قرارداد بسته و تیم زنجان را همراهی کنند. تجربه موستاق آتا نشان داده بود که معمولا تورهای اکسپدیشن نفرات قرارداد بسته اش را در یک زمان به منطقه می آورد و صعود تیم اکسپدیشن زنجان با نفرات آزاد طرف قرارداد تور ، همراه خواهد بود. هرچند در این برنامه به همراه شدن نفرات آزاد با تیم زنجان اعتراض شد زیرا قرار بود تیم زنجان مستقل عمل کند ولی به دلیل مشترک بودن منطقه و فصل صعود ناگزیر این همراهی و همزمانی صورت گرفت.

چرا ماناسلو انتخاب شد؟

از ابتدای شکل گیری طرح صعود زنجان به یک قله بالای ۸۰۰۰ متر سه گزینه پیش روی بود:

۱-چوآیو

۲- دائولاگیری

۳- ماناسلو

 

قله چوآیو به دلیل مشکلاتی که به جهت دریافت ویزا در خود داشت و دائولاگیری بنا به نظر کارگروه هیمالیانوردی  شانس خود را برای انتخاب شدن از دست داده و قله ماناسلو انتخاب شد.

ماناسلو که به روایتی به معنای ارواح و به روایتی دیگر برگرفته از قهرمان سرزمین آسیای میانه «ماناس» می باشد نام قله ایست مه گرفته که ۸۱۶۳ متر بالا تر از سطح آب های آزاد است. قله ای وحشی، سرد و متروک در سرزمین هایی دور که ترسناک ترین داستان های جهان آنجا شکل می گیرد و طعم گس ارتفاع و سرما چاشنی شخصیت دلهره آور ماناسلوست.

مقدمات کار و تدارکات لازم ۱۲ روز قبل از اعزام تیم انجام می پذیرد

روز اول ۷ فروردین

تیم با بدرقه گرم مسئولان ، کوهنوردان و مردم عزیز زنجان، شهر را به مقصد تهران و کشور نپال ترک می کند

روز دوم ۸ فروردین

ترانسفر هوایی از تهران به دوحه و سپس کاتماندو انجام می پذیرد

روز سوم و چهارم ۹ و ۱۰ فروردین

در هتلی در شهر کاتماندو پایتخت کشور نپال مستقر شده ، این دو روز به گذراندن تشریفات اداری تحویل بارها، تهیه کسری وسایل و لوازم و ملاقات اعضای تیم با شرپاها سپری می شود.

طی جلسه ای که با حضور همه اعضای تیم زنجان و دیگر ایرانی های حاضر در منطقه (۲ نفر اراک، ۱ نفر تهران و یک نفر کرمان)  برگزار می شود عنوان می شود سرپرست و پزشک تیم زنجان تعهدی نسبت به نفرات آزاد تور حاضر در برنامه نخواهند داشت هر چند در صورت لزوم توصیه های خود را به نفرات اعلام خواهند کرد. همچنین نفرات آزاد سرپرستی آقا نجاریان مسئول فنی تیم زنجان را قبول می کنند.

مشخص می شود آقای نجاریان برای کل ۱۲ ایرانی پرمیت صعود قله دریافت کرده اند که این برخلاف هماهنگی قبلی به عمل آمده است  و این مسئله مورد اعتراض قرار می گیرد که نتیجه ای در پی ندارد و پرمیت صعودی که قرار بود برای تیم زنجان و مستقلا دریافت شود اینک برای کل ۱۲ نفر و به صورت جمعی دریافت شده است.که همین امر باعث اعتراض سازمان تربیت بدنی ، فدراسیون کوهنوردی می شود و مشکلات عدیده ای برای هیئت و تیم زنجان بوجود می آورد ، که یکی از این مشکلات ، مشکل مالی برای تیم است .

روز پنجم ۱۱ فروردین

در این روز تیم با دو دستگاه میدلباس به سمت روستای آراگات حرکت می کند.

روز ششم تا یازدهم ۱۲ تا ۱۷ فروردین

پیاده روی شروع می شود. ۶ روز پیاده روی و عبور از دره ای گرم و دیدن روستاها و طبیعت زیبای منطقه تیم را به روستای ساماگون در ارتفاع حدود ۳۴۰۰ متری می رساند.

 

 

روز دوازدهم و سیزدهم ۱۸ و ۱۹ فروردین

روز اول ورود به این روستا طبق برنامه به استراحت می گذرد و روز بعد که روز حرکت به سمت بیس کمپ است به دلیل بدی هوا تیم مجبور به گذراندن روزی دیگر در این روستا می شود.

روز چهاردهم ۲۰ فروردین

در این روز تیم با همه اعضا و کل بار توسط ۱۲۰ باربر به بیس کمپ می رسد. بیس کمپ ماناسلو در ارتفاع ۴۷۵۰ متری قرار دارد که بیشتر اوقات آب و هوائی متغیر و بارش برف بر آن حاکم است. همزمان با ورود تیم به بیس کمپ نیز بارش برف شروع شده و تعدادی از چادرها توسط نفرات تیم و شرپاها بر پا می شوند.

روز پانزدهم و شانزدهم ۲۱ و ۲۲ فروردین

همه چادرهای بیس کمپ با کمک بچه ها بر پا می شوند و استقرار کامل در بیس کمپ صورت می گیرد. این دو روز به استراحت، تقسیم بار کمپ های بالاتر،  و برگزاری مراسم دعای بودایی سپری می شود.

روز هفدهم ۲۳ فروردین

از امروز کار جدی تیم آغاز می شود . ساعت ۸ صبح کلیه اعضا تیم حاضر برای هم هوایی و بار گزاری به سمت کمپ یک شروع به گام برداشتن می کنند ، مسیر توسط شر پاهایی که یک ساعت قبل حرکت کرده اند برف کوبی شده است . هر پنجاه الی صد متر یک پرچم راهنما وجود دارد که متعلق به تیم کره می باشد که قبل از تیم ما در منطقه حضور یافته است ، با این حال کل مسیر با کمک جی پی اس توسط علی بیات منش علامت گذاری می شود . با احتیاط کامل از منطقه ای که احتمال ریزش بهمن وجود دارد رد شده و به شیب آخر منتهی به کمپ یک می رسیم که در حدود ۱۰۰ متر توسط شرپاها ثابت گذاری شده است . تمامی نفرات با استفاده از یومار به کمپ یک در ارتفاع ۵۷۴۰ متری می رسد . بلافاصله یک چادر بر پا شد ، تا لباس های اضافی و مواد غذایی که قرار است در کمپ های بالاتر مورد استفاده قرار گیرد در آنها جای گیرد . هوا ناگهان رنگ عوض می کند و چهره دیگر خود را نمایان می سازد ، بنابراین بار گذاری و ثابت کردن چادرها به سرعت انجام می پذیرد. طناب های ثابت را رد کرده و با کم کردن ارتفاع از شدت کولاک که همه را آزار می دهد کاسته می شود اما برف هم چنان در حال بارش می باشد . ساعت ۳۰ / ۱۶ مجدد در بیس کمپ هستیم .

روز هجدهم ، نوزدهم و بیستم ۲۴ تا ۲۶فروردین

تمام تیم سه روز به دلیل بدی هوا در بیس کمپ می ماند ، سه روز سکون در بیس کمپ روی روحیه تیم تاثیر گذاشته و امید به صعودی زیبا در هوای خوب روز بعد تحمل این وضعیت را ساده تر می کند.

لازم به توضیح است ۲ یا ۳ روز در هفته در منطقه بارش داشتیم حتی روزهای آفتابی نیز در بعدازظهر و عصر تبدیل به هوای طوفانی میشد، همچنین به دلیل بهمن گیر بدون مسیر کمپ های ۱ به ۲ بعد از اتمام بارش ، یک روز نیز تیم بایستی منتظر ایمن شدن مسیر میشد و این به استراحت های تیم و تعداد روزهای برنامه می افزود.

 

روز بیست و یکم ۲۷ فروردین

ساعت ۳۰/۷ صبح و در هوایی مناسب و آفتابی تمامی نفرات به سمت کمپ یک گام بر میدارند. حرکت آهسته صورت می پذیرد . تیم ساعت ۱۳ به کمپ یک می رسد ، با کمک صعود کنندگان چادرها بر پا می شود . پس از مراجعت به چادر بر پا شده قبلی که لباس ها و غذای کمپ های بالا در آن قرار دارد، اعضا اقدام به تقسیم بار کمپ ۲ می نمایند ، قرار بر این می گردد هر نفر ۶ کیلو بار شخصی خود را به شرپاها بدهند .

روز بیست و دوم ۲۸ فروردین

پس از اینکه مشاهده می گردد که مقداری از بارها هنوز جا مانده اند ، تعدادی از بچه ها مجبور می شوند زحمت حمل بارهای به جای مانده را خود بکشند . حرکت به سمت کمپ ۲ در هوای خوب حاکم در منطقه آغاز می گردد و پس از ۸ ساعت تلاش جانانه به کمپ ۲ در ارتفاع ۶۴۰۰ متری می رسد .

مسیر بین کمپ ۱به ۲ سخت ترین و فنی ترین قسمت صعود است که تقریبا” تمام مسیر ثابت گذاری گردیده است.

شرپاهای ایران ، کره و تایوان تامین و ثابت گذاری مسیر را به عهده می گیرند . احتمال ریزش بهمن در مسیر کمپ ۱ به ۲ بسیار بیشتر از سایر مسیرها می باشد .

لازم به توضیح می باشد که قبل از صعود توافق گردید به علت عدم گشایش مسیر و تقسیم انرژی ، تمامی شرپاهای موجود ( ۳نفر شرپای زنجان ، ۲ نفر شرپای کوهنوردان اراکی و یک نفر شرپای مشترک خانم کاظمی و زنده یاد میر شکاری ) مشترکا” به کار ثابت گذاری و برپائی کمپ ها اهتمام ورزیده و تا پایان کار برقراری کمپ ها ، قبل از صعود نهائی جداسازی شرپاها صورت نپذیرد .

دکتر حمیدی پزشک تیم زنجان پس از معاینه تمامی نفرات و چک کردن آنها ، به زنده یاد عیسی میر شکاری پیشنهاد میدهد با توجه به شرایط جسمی اش و سر دردهای مزمن و علائم عدم تطبیق با ارتفاع ، برنامه صعود را تا زمان هم هوا شدن در نظر نگیرد .

 

 

روز بیست و سوم ۲۹ فروردین

طبق برنامه قرار بر این می شود تیم جهت هم هوایی کمپ ۳ را لمس کرده و جهت شب مانی به کمپ ۲ بازگردند اما به علت شدت وزش باد شکستن تیرک ۲ تخته از چادرها تمامی نفرات را مجبور به بازگشت می کند . تمامی چادرها در زیر شلاق باد به سختی جمع آوری و وسایل مورد نیاز در داخل آنها جای می گیرد ، همگی به سمت کمپ ۱ حرکت کرده و ساعت ۳۰/۱۲ به آنجا می رسند اما به علت کاسته نشدن از شدت باد مسیر بیس کمپ در پیش گرفته می شود. به علت کولاک شدید و نبود دید کافی ، شرپاها راه را اشتباه می روند ، که با کمک جی پی اس به مسیر اصلی باز گشته و تمامی نفرات در صحت کامل در ساعت ۱۶ به بیس کمپ می رسند .

بر اساس اطلاعاتی که همه روزه از زنجان گرفته می شود ، مشخص می شود چند روزی را میهمان هوای بد هستیم .

لازم به توضیح می باشد که هر روز مسئول انفورماتیک هیئت زنجان ، اطلاعات هواشناسی را به صورت دائمی به سرپرست برنامه اعلام می کند.

روز بیست و چهارم تا بیست و نهم ۳۰ فروردین تا ۴ اردیبهشت

این ۶ روز به دلیل شرایط جوی بد حاکم در ارتفاعات بالا تمامی نفرات در بیس کمپ حبس می شوند .  در روز اول اردیبهشت با صعود یک تیم ایرانی که قبلا” از برنامه آنها اطلاع حاصل کرده بودیم به سرپرستی آقای دکتر بهپور به بیس کمپ می رسند آقایان معانی و هاشمی و یک کوهنورد زن هلندی ایشان را همراهی می کند . حضور تیم مذکور باعث بالا رفتن روحیه نفرات می شود .

روز سی ام ۵ اردیبهشت

پس از ۶ روز محبوس شدن در هوای بد ، سیکل سوم هم هوایی با آغاز حرکت به سمت کمپ یک شروع می شود . سرپرست تیم زنجان نیز همراه نفرات به سمت کمپ یک حرکت می کند . ساعت یک ظهر با رسیدن به کمپ یک ، چادرها بر پا می شوند.

به علت بعضی از نا هماهنگی ها ، سرپرست برنامه تصمیم می گیرد تا کمپ سرپرستی را از بیس کمپ به کمپ ۲ انتقال داده تا در صورت ضرورت به اعضای تیم در کمپ های بالاتر نزدیکتر باشد.

روز سی و یکم ۶ اردیبهشت

ساعت ۸ صبح حرکت به سمت کمپ ۲ آغاز می شود . پس از طی ۶ ساعت حرکت آرام و آهسته کل تیم به کمپ ۲ می رسد . طبق برنامه قرار است “فردا” به جز سرپرست برنامه ، تمامی نفرات به سمت کمپ ۳ حرکت کرده و پس از لمس ۲۰۰ متر بالاتر از کمپ ۳ مجددا” به پایین بازگشته و شب را در کمپ ۳ که در ارتفاع ۶۹۰۰ متری قرار دارد گذرانده و پس از یک شب اقامت ، به کمپ ۲ بازگشته تا برای صعود نهایی آماده شوند .

روز سی و دوم ۷ اردیبهشت

تیم به کمپ ۳ که در ارتفاع ۶۸۵۰ متری است می رود. مسیر کمپ ۲ به ۳ آسانترین و ساده ترین مسیر در بین تمام مسیرها می باشد . تمامی نفرات به جز سرپرست برنامه ساعت ۱۲ ظهر به کمپ ۳ می رسند . سرپرستی کمپ های بالاتر به علی بیات منش واگذار می گردد و مقرر می شود تصمیمات مهمش را با سرپرست اصلی برنامه که حالا در کمپ ۲ مستقر است در میان بگذارد .

آقای نجاریان که مسئولیت فنی تیم را بر عهده دارد از بدو خروج از ایران کمتر با بچه های زنجان ارتباط برقرار می کند و تقریبا” در خدمت تیم زنجان نیست و به صعود شخصی خود با خانم کاظمی فکر می کند بطوریکه پس از شروع برنامه ترکینگ حتی برای یکبار هم که شده با بچه های زنجان هم چادر نشده است .

این در حالی است که علیرغم توافق ۵/۳ میلیون تومانی ایشان با هیئت زنجان برای کمک به تیم زنجان ، هیچ اثر و حرکت مثبتی از ایشان برای کمک به تیم زنجان دیده نمی شود !

همزمان با حرکت تیم به کمپ ۳ ، سرپرستی هم به کمپ ۲ منتقل می شود . طبق برنامه قرار بود که تیم پس از لمس ۲۰۰ متر بالاتر از کمپ ۳ ، برای صعود نهایی به کمپ ۲ باز گردد . اما بر اساس اخبار هواشناسی مشخص می گردد از بعد از ظهر جمعه هوا چند روزی خراب خواهد شد . تیم های چک و تایوان نیز از فرصت استفاده کرده و «جمعه» را برای روز حمله در نظر گرفته اند . طی تماسی که بین علی بیات منش (سرپرست کمپ های بالا ) و سرپرست برنامه در کمپ ۲ برقرار می شود ، مقرر میگردد تیم ، فردا ( پنج شنبه ) به کمپ ۴ رفته و روز جمعه به قصد حمله به قله حرکت کند . تیم حمله در کمپ ۴ براساس آمادگی و وضعیت نفرات بسته خواهد شد .

علی بیات منش عنوان می کند این کار در صورتی امکان پذیر است که کپسول های اکسیژن که اکنون در کمپ ۲ است سریعا” به کمپ ۳ فرستاده شود تا در صورت نیاز از آنها استفاده شود .

سرپرست برنامه از ادامه صعود پزشک تیم ممانعت بعمل آورد و دستور بازگشت دکتر حمیدی به کمپ ۲ را صادر می کند .

روز سی و سوم ۸ اردیبهشت

ساعت ۹ صبح با رسیدن ۳ شرپایی که دیروز برای آوردن کپسول های اکسیژن و بارهای مورد نیاز به کمپ ۲ رفته بودند حرکت به سمت کمپ ۴ آغاز می شود . باز هم سرعت کم نفرات آزاد دامنگیر تیم زنجان شده و اصرار مسئول فنی تیم مبنی بر همراهی تیم آزاد با تیم زنجان ، باعث دیر رسیدن چند باره تیم زنجان به کمپ ۴ در ارتفاع ۷۴۵۰ متری می شود .

طولانی بودن مسیر کمپ ۳ به ۴ و حرکت کند نفرات باعث می کرد که شرپاها از تیم جدا شده جهت برپائی چادرها زودتر به کمپ ۴ برسند . پس از گذر از کنار جسد یخ زده کوهنورد ژاپنی که چندین سال قبل با طبیعت ماناسلو عجین شده ، و پس از صعود جانانه شیب منتهی به کمپ ۴ ، ساعت ۵ عصر اولین نفرات پای بر آخرین کمپ ماناسلو می گذارند.

سرپرست با تک تک نفرات به وسیله بی سیم صحبت کرده ، ضمن جویا شدن وضعیت شان ، آنها را به داشتن انگیزه صعود فردا دلگرم می کند ، هیچ یک از بچه های زنجان در وضعیت نامناسبی نیستند.

شرپاها کمپ ۴ را با ۴ تخته چادر چیدمان نموده اند ، یکی از چادرها که از بقیه بزرگتر است برای ۵ کوهنورد زنجانی گنجایش دارد که تمامی بچه های زنجان در آن جای می گیرند. آقای علی محمدی ، زنده یاد میرشکاری و آقای نادعلیان هم در چادر دیگر و آقای نجاریان و خانم کاظمی در چادری دیگر استقرار پیدا می نمایند ، شرپاهای تیم نیز قبلا”  در چادر خود جای گرفته اند.

آقای نجاریان که به همراه خانم کاظمی در یک چادر هستند به علت کم آوردن زیرانداز ابتدا از آقای سعید کریمی درخواست میکنند که زیرانداز خود را برداشته ، جهت شب مانی به چادر آنها برود اما با نظر منفی سعید کریمی مواجه می شوند . بنابراین از زنده یاد عیسی میر شکاری میخواهد که به چادر آنها برود ، عیسی نیز قبول کرده و از آقای علی محمدی خداحافظی کرده و به چادر آقای نجاریان و خانم کاظمی می رود .

آقای نادعلیان هنوز به کمپ ۴ نرسیده است . شرپای آقای نادعلیان به دنبال ایشان به پائین سرازیر شده و در حدود ۵۰ متر پایین تر از کمپ ۴ در مسیر طناب ثابت ایشان را یافته و با هم به کمپ۴ پای می گذارند.

تیم به تغذیه و آماده سازی خویش برای صعود فردا مشغول است. صدای زوزه باد و سرمای جانسوز نوید از صعود سخت فردا را می دهد. زوزه شدید باد باعث می شود صدای همدیگر را به سختی بشنود . بعدها مشخص می شود زنده یاد عیسی میر شکاری وضعیت مناسبی نداشته است اما آن شب هیچ گزارشی از وی اعلام نمی شود و با توجه به اینکه نفرات برای اولین بار این ارتفاع را لمس کرده اند هر کسی به رفع و رجوع مسائل و مشکلات خویش مشغول است و کسی از وضعیت حاکم بر چادرهای دیگر اطلاعی ندارد. سرپرست به علی بیات منش اعلام می کند آقایان کریم بیگدلی و سعید کریمی در صورت نیاز و لزوم از اکسیژن در حین صعود استفاده نمایند.

آقای نجاریان به چادر بچه های زنجان سرزده و در خواست یک سرایپی و یک کپسول می کند ایشان دلیل این کار را خراب بودن سرایپی اعلام می نماید ، اما به نظر می رسد که کلا” فراموش کرده اند سرایپی خود را به کمپ ۴ بیاورند بطوریکه اگر اینگونه نبود در خواست کپسول نمی نمودند .

لازم به ذکر است در این روز دکتر حمیدی که تا کمپ سوم همراه نفرات بود علیرغم میل باطنی اش به کمپ ۲ و نزد سرپرست باز می گردد. وی که قصد مراجعت به بیس کمپ به همراه دکتر بهپور (پزشک تیم مشترک تهران و اردبیل) داشته توسط سرپرست منع می شود. زیرا گمان می رود هنگام بازگشت تیم، به حضور پزشک در این ارتفاع نیاز باشد. که ایشان با اکراه میپذیرد و قبول می کند به همراه سرپرست در کمپ ۲ بماند. طبق برنامه و توصیه فدراسیون محترم کوهنوردی قرار بود پزشک تیم تا کمپ ۲ صعود کنند که به دلیل امنیت مسیر کمپ های ۲ به ۳ و اینکه پزشک تا حد امکان بالا برود و در ارتفاع در کنار تیم باشد با رفتن وی به کمپ ۳ موافقت می گردد.

 هرچند هنگام عقد قرارداد موضوع دستورالعمل فدراسیون کوهنوردی مبنی بر عدم مجوز صعود پزشک تیم به قله به ایشان عنوان شده بود اما متاسفانه ایشان بر اساس مذاکرات خارج از عرف با مسئول فنی تیم ، به قصد صعود قله به منطقه آمده بود و از اینکه اجازه صعود به ایشان داده نشده گله مند می باشد.

روز سی و چهارم ۹ اردیبهشت

قرار بر حرکت تیم در ساعت ۱۱ است که به علت حاکم بودن باد شدید  تا ساعت ۳ عقب می افتد.همگی خود را به طناب های ثابت وصل نموده و با سرعتی پایین ، گام در آخرین مسیر برنامه گذارده می شود.نیما (سرپرست شرپاها ) در جلو و خانم کاظمی در پشت او و مابقی در امتداد آنها گام بر می دارند ، خانم کاظمی علی رغم استفاده از کپسول اکسیژن با حرکت کند خود ، مدام باعث عقب ماندن تیم و نارضایتی شرپاها و سایر اعضا تیم می شود. تمامی نفرات بجز آقای نادعلیان و زنده یاد میرشکاری در مسیر هستند .

علی بیات منش ( سرپرست تیم زنجان در کمپ ۴ )که خود را به طناب ثابت رسانده از این موضوع اطلاع حاصل می کند. از آقای نجاریان علت عدم حضور عیسی پرسیده می شود . ایشان عنوان می کنند که حال عیسی مناسب نبود ، بنابراین قرار بر این شد که با آقای نادعلیان که از صعود منصرف شده و قصد برگشت به پائین را دارد همراه شده و به پائین باز گردد.

پس از ۱۲ ساعت حرکت ، تلاشی جانانه و طی یک صعود فرسایشی قله صعود می شود. اعضای تیم ناباورانه گام بر روی قله ماناسلو می گذارند. زحمتی طاقت فرسا و چند ساله همانند یک تایم لاین از مقابل دریچه ذهن عبور می کند. و همه اشخاص و حادثه ها و مسائل و زحمات و امید ها و آرزوها در آنی در هم می آمیزند و تحت عنوان کلمه ای به نام«قله» معنا می شوند. یک ساعتی روی قله سپری میشود و راه بازگشت پی گرفته می شود.

اواخر روز تیم خسته و سرمازده به کمپ ۴ می رسد. حال برخی از نفرات به علت فرسایشی بودن صعود مناسب نیست. کم آبی و ارتفاع اثر بدی روی نفرات گذاشته و هرکس به چادر خویش می خزد. خبری از کریم نادعلیان و زنده یاد عیسی میرشکاری هم نیست که باتوجه به برنامه نادعلیان برای بازگشت، هنوز گمان می رود ایشان به همراه زنده یاد میرشکاری به کمپ های پایین تر بازگشته اند. از شدت طوفان کاسته نشده است . شب سختی سپری می شود. اندک تلاش هایی برای رساندن مایعات و کالری به بدن صورت می گیرد .

بعد از مدتی آقای نجاریان جهت گرفتن کیف داروها به چادر بچه های زنجان می آید ، با کمال ناباوری همه متوجه می شوند که زنده یاد میرشکاری هنوز در کمپ ۴ است و با آقای نادعلیان به پایین نرفته است ، آقای نجاریان (سرپرست نفرات آزاد ) اعلام می کند که حال عیسی خیلی وخیم نیست و با کمی دارو و یا تزریق داگزا می توان شب را به صبح رساند و در این رابطه با دکتر در کمپ ۲ صحبت کرده و دستور پزشکی را دریافت نموده است.

از اینکه چرا عیسی به پایین نرفته و چرا با آقای نادعلیان هماهنگی و توصیه نشده که هنگام رفتن به پایین حتما” عیسی را نیز با خود ببرد به ذهنمان خطور می کند و چندین سوال بی پاسخ دیگر …

روز سی و پنجم ۱۰اردیبهشت

پس از سپری کردن یک شب سخت و طاقت فرسا ، صبح زود متوجه می شویم حال عیسی رو به وخامت گذارده است. ضمن ناراحتی از اینکه چرا وضعیت بد وی توسط هم چادری هایش به اطلاع کریم نادعلیان و نیز پزشک و سرپرست نرسیده و تنها در کمپ رها شده ، کمک برای آماده سازی شرایط پایین بردن عیسی اقدام می شود. با توجه به وضعیت جسمانی نه چندان مناسب کریم بیگدلی و سعید کریمی آقای نجاریان عنوان می کنند هر کس که می تواند خود را به کمپ ۳ برساند و حضور هیچکس اینجا لازم نیست. خانم کاظمی که دو شب متوالی را با زنده یاد عیسی میر شکاری سپری کرده و لحظه به لحظه از شرایط وی آگاهی دارد جزو نفرات اولیه راهی کمپ ۳ می شود.

علی بیات منش که سرپرستی بچه های زنجان را در کمپ ۴ بر عهده دارد برای کمک به  دو هم تیمی دیگرش که از شرایط مناسبی برخوردار نیستند راه کمپ ۳ را در پیش می گیرد تا آنها را به سلامت به کمپ ۳ برساند ، اما حسین مقدم که از وضعیت بهتری نسبت به نفرات دیگر برخوردار است در کنار آقای نجاریان می ماند تا به کار بسکت کردن و پایین آوردن میر شکاری کمک کند.

نکته قابل توجه عدم همکاری شرپاها و کمک نکردن ایشان در امر بسکت کردن عیسی می باشد . وقتی علت پرسیده میشود عدم توان جسمی در آن ارتفاع و آن شرایط مخصوصا پس از صعود سنگین دیروز قلمداد می شود. سردار نیما اعلام می کند کار صحیح همانی بود که دوستانتان در رفتن به کمپ ۳ انجام دادند و ماندن و کار اضافی یعنی ,,مرگ،، و سپس به همراه دیگر شرپاها به پایین سرازیر می شوند. حسین مقدم می ماند و حسن نجاریان در کنار بدن نحیف و بی رمق زنده یاد میر شکاری که اکنون حتی از خود کوچکترین واکنشی را نیز نشان نمی دهد.

هر چند تیم زنجان تعهدی نسبت به نفرات آزاد نداشت اما حسین مقدم در کنار آقای حسن نجاریان ماند و به کار انتقال وی به کمپ ۳ کمک کرد.

گمان می رود حسن نجاریان که مسئولیت سرپرستی نفرات آزاد منجمله عیسی میر شکاری را برعهده داشت بایستی نسبت به پایین فرستادن وی به اجبار متوصل می شد و با احساس مسئولیت بیشتر در مورد وی برای اطلاع رسانی در خصوص شرایط بد جسمانی وی به نادعلیان و پزشک و سرپرست تیم اقدام می کرد.

 تمامی نفرات به کمپ سوم باز می گردند. حسین مقدم و حسن نجاریان در یک تلاش تحسین برانگیز اما ناموفق عیسی میر شکاری را تا فاصله یک ساعتی کمپ ۳ پایین می آورند که در این جا وی جان خود را از دست می دهد. و ناباورانه دوستان خود را تنها می گذارد و روحش با هیمالیا جاودانه می شود.

همان روز آقای نادعلیان که با شرپای اختصاصی خود کمپ ۴ را ترک کرده ، ساعت ۳۰/۱۲ ظهر به کمپ ۲ می رسد . زمانی که از اتفاق حادث شده در کمپ ۴ و مسیر ۴ به ۳ آگاهی پیدا می نماید ، شوکه شده و آن را ناباورانه می پندارد . عنوان می کند چرا موضوع حضور عیسی در کمپ ۴ به اطلاع او نرسیده و چرا وضعیت بد وی به او اطلاع رسانی نشده؟ این موضوع مورد تأیید شرپای ایشان نیز قرار می گیرد.

سرپرست برنامه به اتفاق پزشک تیم ، کمپ ۲ را به قصد کمک به نفرات ، به سوی کمپ ۳ ترک می کنند .

روز سی و ششم ۱۱ اردیبهشت

کل نفرات به بیس کمپ باز می گردند پیکر زنده یاد میر شکاری توسط شرپاها به کمپ ۲ منتقل می شود. امکان پایین آوردن وی به پایین تر از کمپ ۲ با شرایط قبل وجود ندارد.

روز سی و هفتم ، سی و هشتم و سی و نهم ۱۲ تا ۱۴ اردیبهشت

تیم که حلاوت صعود خود را در غم از دست دادن دوستی عزیز نچشیده در بیس کمپ به سر می برد. تیم زنجان علی رغم خستگی و فرسودگی پس از این صعود سنگین بدون ترک کمپ منتظر دریافت خبر از چگونگی انتقال پیکر زنده یاد میر شکاری است.

روز چهلم ۱۵ اردیبهشت

مسعود بیات منش سرپرست تیم زنجان و کریم نادعلیان ( جزو نفرات آزاد ) در بیس کمپ می مانند تا پیکر بی جان عیسی را پس از انتقال از کمپ ۲ تحویل گرفته و هماهنگی های لازم را جهت انتقال به کاتماندو انجام دهند و بقیه نفرات با جمع آوری بیس کمپ تحت سرپرستی علی بیات منش به سمت ساماگون حرکت و نسبت به ترک بیس کمپ اقدام می کنند. پیکر عیسی توسط شرپاها به بیس کمپ منتقل می شود. مقرر می شود فردا هلی کوپتر برای انتقال جسد به بیس کمپ بیاید.

روز چهل و یکم ۱۶ اردیبهشت

پیکر عیسی به هلی کوپتر تحویل می شود. امکان این که ۲ نفر همراه با جسد و با هلی کوپتر به کاتماندو بروند میسر بوده که مقرر می شود آقای نجاریان اعزام شوند و ایشان نیز با همراه کردن خانم کاظمی پرواز به سمت کاتماندو را آغاز می کنند. هرچند دکتر حمیدی نیز به رفتن با هلی کوپتر اصرار داشت که با توجه به پیش رو داشتن ۶ روز ترکینگ و نیاز به حضور پزشک موافقت نشد. پس از رفتن هلی کوپتر سرپرست تیم زنجان و کریم نادعلیان به همراه هم به ساماگون عزیمت می کنند که جا دارد از زحمات و دلسوزی های آقای نادعلیان در پیگیری و کمک هایشان برای انتقال پیکر زنده یاد میر شکاری تشکر شود و اگر این کمک ها و پیگیری ها نبود امر انتقال حتما با مشکل مواجه می شد.

روز چهل و دوم ۱۷ اردیبهشت

این روز به استراحت در ساماگون سپری می شود.

روز چهل و سوم ۱۸ اردیبهشت

مسیر ترکینگ ۵ روزه به سمت کاتماندو آغاز می شود.

روز چهل و چهارم تا چهل و هفتم ۱۹ تا ۲۲ اردیبهشت

تیم به روستای بولبولی می رسد و همان روز با یک دستگاه میدلباس به کاتماندو می رود.

روز چهل و هشتم تا پنجاه و دوم ۲۳ تا ۲۷ اردیبهشت

روز ۲۳ اردیبهشت خانم کاظمی از کل تیم جدا شده و بر اساس تلاشی که قبلا” انجام داده برای خود بلیط رزرو نموده و به سمت تهران پرواز می کند.

با توجه به اینکه بلیط هواپیما برای ۵ روز دیگر است تمامی نفرات تیم علیرغم میل باطنی خود ۵ روز دیگر در کاتماندو به انتظار می مانند.

روز پنجاه و سوم ۲۸ اردیبهشت

از کاتماندو به سمت دوحه و سپس تهران پرواز صورت می پذیرد. استقبال گرم همنوردان و دوستان در فرودگاه امام تهران باعث دلگرمی می شود. اولین لبخندها پس از صعود بر لبان اعضای تیم شکل می گیرد.

روز پنجاه و چهارم ۲۹ اردیبهشت

حرکت از تهران به سمت زنجان و برگزاری مراسم استقبال از تیم.

در پایان گزارش ایراد نکات زیر لازم به نظر می رسد:

    تیم زنجان در اولین تجربه ۸۰۰۰ متری خویش بسیار قدرتمندانه و در خورد تحسین ظاهر شد و علی رغم مشکلات به وجود آمده تیم انسجام و وحدت خویش را حفظ ، با انجام وظایف خود در حرف شنوی از سرپرست برنامه موجب حادث شدن این صعود زیبا شد.
    زنده یاد میر شکاری طی توافقی که با تور و نفرات شرکت کننده در هتل انجام شده بود تحت سرپرستی و مسئولیت آقای نجاریان بود و با توجه به واقف بودن ایشان به توانایی و ضعف های آن زنده یاد بایستی تصمیم بهتری در خصوص اجازه صعود ایشان می گرفتند، هرچند پزشک تیم زنجان نیز موارد لازم را به ایشان تذکر داده بود اما وجود برخی ناهماهنگی ها و ضعف در احساس مسئولیت باعث بروز این حادثه جبران ناپذیر شد.
    اعضای تیم زنجان تمام وظایف و تعهدات خویش را حتی فراتر از آن در خصوص زنده یاد میر شکاری انجام داد و عدم اطلاع اعضای تیم در کمپ ۴ چه شب قبل و چه شب بعد از صعود خللی به ایشان در خصوص عدم کمک به وی وارد نمی کند،  تلاش فداکارانه اعضای تیم پس از آگاهی از شرایط وی موید این نکته است.
    با توجه به اینکه تعدادی از همنوردان عزیزمان در بعضی از نقاط کشور ، دست به قلم شده و عجولانه بر اساس گفته ها و شنیده های بعضی از دوستان قضاوت عجولانه ای نموده اند به شدت انتقاد داشته ، انتظار بر آن بود تا پس از شنیدن حقایق نسبت به نگارش و قضاوت اقدام می نمودند.
    یکی از ضروری ترین نکات که در صعودهای اکسپدیشن باید رعایت شود شناخت نفرات از همدیگر و از خوی و خصلت و … می باشد . از آنجائی که تیم زنجان طی ۱۸ ماه برگزاری اردوهای متفاوت زمینه و بستر این موضوع را فراهم نموده و نفرات از روحیه و اخلاق همدیگر آگاهی کامل داشتند اما متاسفانه این موضوع با پیوست نفرات آزاد در کاتماندو که هیچ شناختی از همدیگر نداشتند باعث بروز مشکلاتی را گردید که پیشنهاد می گردد تمامی تیم هائی که قصد صعود مستقل دارند حتما” به این موضوع دقت نمایند تا شرکت طرف قرارداد از همراه نمودن نفرات آزاد خودداری نمایند.
    جا دارد از حضور و کمک های جناب آقای دکتر بهپور و تیم همراهشان ، در کنار تیم زنجان در انتقال پیکر زنده یاد میر شکاری از کمپ های بالاتر به پائین و پیگیری ها و هماهنگی های لازم با فدراسیون کوهنوردی و … تشکر و قدردانی نمائیم .
    با عنایت به اینکه این صعود اولین صعود مستقل هیئت کوهنوردی استان زنجان به یکی از قلل ۸۰۰۰ متری هیمالیا بود بسیاری، این هیئت را در این راه دشوار همراهی نموده و به صورت های گوناگون کمک حالش بودند که جا دارد از مدیر کل محبوب و پر تلاش تربیت بدنی استان زنجان ، جناب آقای رحمانی که همیشه نگاه ویژه ای به کوهنوردی و سنگنوردی استان داشته اند و اگر حمایت های اولیه ایشان نبود قطعا” این صعود و صعودهای قبلی مشکل اجرائی به خود می گرفت .تشویق های دلگرم کننده مدیریت ارشد استان ، جناب آقای دکتر رئوفی نژاد باعث ایجاد انگیزه قوی در تیم گردید. نماینده خوب مردم زنجان ، جناب آقای جمشید انصاری که خود جزو کوهنوردان قدیمی زنجان بوده و با پیگیری ها ، حمایت ها و رایزنی های خود با سازمان تربیت بدنی راه این صعود را هموار نمودند. حمایت های مالی اداره کل راه و ترابری استان زنجان که مدیریت آن بر عهده جناب آقای مهندس سقندلی می باشد کمک شایان و قابل توجهی به علاقمندان به ورزش کوهنوردی نمودند . فدراسیون محترم کوهنوردی که با قبول زحمت اعزام ناظر و طرح برنامه صعود هیئت استان زنجان در شورای برون مرزی ، سایر هماهنگی های لازم جزو یاری رسانهای این صعود مستقل بودند . سرکار خانم دکتر جمالی ، که با اهدا تمامی تجهیزات و ملزومات پزشکی کمک حال تیم بودند . کار گروه هیمالیانوردی هیئت زنجان ، مربیان و کلیه کوهنوردانی که با حمایتهای مادی و معنوی خود هیئت استان زنجان را یاری نمودند تشکر و قدردانی نموده و این صعود را تقدیم تمام مردم عزیز و بزرگوار زنجان می نماید.
 سرپرست تیم صعود کننده به ماناسلو: مسعود بیات منش

منبع: هیئت کوهنوردی و صعودهای ورزشی استان زنجان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *