پاسخ به باشگاه دماوند و نویسندگانش

مطلبی تحت عنوان پاسخ به بیانیه نویس تار نمای گروه قاجر قروه در سایت باشگاه دماوند به قلم سیامک شایان پور قرار داده شده است که ضمن تشکر از ایشان بخاطر اینکه پاسخ گوئی را لازم دانسته اند ، جهت روشنگری و به قضاوت طلبیدن این نویسنده محترم و سایر کوهنوردان به چند نکته اشاره میکنم .بدون شک قرار گرفتن این جوابیه در سایت دماوند بیانگر  نظر مسئولین این باشگاه است که اینبار نیز همانند برخی موارد دیگر در پشت نام یک نویسنده سنگر گرفته اند.

در مطلب مورد استناد این نویسنده هیچگاه ما تمام اعضای باشگاه دماوند را مورد خطاب قرار نداده ایم و بکار گیری باشگاه دماوند و اعضای باشگاه دماوند تنها خطاب به تصمیم گیرندگان باشگاه و اعضای تیم صعود به قله نانگاپاربات بوده است که با بیانیه و مصاحبه ها و گفته های خود ترویج  بی اخلاقی را در کوهنوردی دامن زده اند . و بدون شک حرمت و احترام  تمامی کوهنوردان بر ما واجب بوده و باکی هم نداریم که اگر سوء تفاهمی پیش آمده باشد عذر خواهی کنیم . اما جناب آقای شایان پور و مسئولین باشگاه دماوند قطعا این نوع جواب دادن تنها یک فرافکنی و بازی با کلمات است . زیرا که واقعه نانگاپاربات و همه آن چیزهایی که میتواند پایه های یک برداشت واقعی باشد مهیا است و معلوم نیست شما چرا نمیخواهید منصفانه قضاوت کنید. همه این موارد دال بر تخریب اصول انسانی و نادیده گرفتن اصول اخلاقی کوهنوردی از سوی تعدادی از کوهنوردان باشگاه دماوند و همچنین همراهی مسئولین باشگاه دماوند و حتی انجمن کوهنوردان با این رویه است . و هر چند که بارها و بارها گفته شده اما باز بخاطر جلب توجه این نویسنده محترم و آنهایی که نیاز به نگاه مجدد دارند بیان میکنیم .

 باشگاه دماوند قدیمی است، باشگاه دماوند بزرگ است، کوهنوردان بزرگی تربیت کرده است و ورزشکاران فرهیخته …… دارد اینها مسائل  دیگر ی است زیرا امروز  عملکرد مسئولین این باشگاه در بر خورد با یک حادثه مبنای قضاوت قرار دارد . ما که نیامده ایم تاریخ را دستکاری کنیم که سابقه این باشگاه را نادیده بگیریم بررسی واهمیت باشگاه دماوند در جای خود محفوظ ، ما هیچگاه خود را مصداق کامل  اصول اخلاقی نمیدانیم اما هر انسانی در خصوص عملکرد دیگران حق قضاوت و اظهار نظر بر اساس دلایل آشکار را دارد. و بهتر است شما و هم فکرانتان نیز در باشگاه  قدری از پوسته تعصب باشگاه پرستی خارج شوید و عملکرد مدیران باشگاه ،انجمن و اعضای تیم را مورد ارزیابی منصفانه قرار دهید .

 تیم صعود در اولین لحظات حادثه موضوع ارتفاع زدگی سامان را مطرح کردند و بعدا که با فشار افکار عمومی مواجه شدند، که چرا فردی ارتفاع زده را رها کرده اید در نظرات و گفته های خود تغییر زاویه داده و ناتوانی سامان و در مقطعی پنهان شدن سامان را مطرح کردند. در بازگشت به بیس کمپ در هنگامی که بطور طبیعی می بایست متاثر از ناپدید شدن سامان باشند جشن پیروزی فتح قله راه انداختند . عنوان میکردندکه تیم بدلیل هوای بد مجبور شده پائین بیاید و در برف و بوران کمپ ۴ را پیدا کرده اند اما امروز شاهدان ماجرا در بیس کمپ میگویند هوا خوب بوده و تا دو روز بعد از حادثه که چراغ سامان دیده میشده هوا صاف بوده است . آقای فریدیان عنوان کرده که باربرها که برای امداد رفته بودند کارگران مزرعه بوده و نمیتوانستم با آنها کار امداد انجام دهیم اما امروز مسلم شده که آنها هایپرتر ارتفاع بوده و همین امسال در ثابت گذاری مسیر تا کمپ ۴ کار کرده اند ، سال گذشته آقایان می گفتند هلی  کوپتر امداد نمی تواند بالاتر از ۶۰۰۰ متری برود اما امروز همان خلبانی که سال گذشته تیم امداد را برای سامان به بیس کمپ برده میگوید ما با همین هلی کوپتر بر فراز نانگا پرواز می کنیم و می توانیم جستجو کنیم ،بسته های غذائی را پائین بفرستیم و نفر را هلی برد کنیم . یعنی همان کاری که سال گذشته برای کوهنوردان ایتالیائی انجام شد . و خلبان میگوید اما کسی از من نخواست اصلا پرواز کنم و منطقه را جستجو کنم ! در ادامه این قصه ها امسال نیز شاهد بودیم که این اعضای محترم حتی از دادن اطلاعاتGPSدر مورد مسیر صعود خودداری کردند کاری که با هیچمنطقی جور در نمی آید . شما میگوئید تیم قله را فتح کرده است اما در مقابل گروهی از جمله کوهنوردان خارجی و فدراسیون تنها مرجع رسمی در ایران میگویند با استناد به عکسها و فیلمها این تیم به قله صعود نکرده است . حالا شما اگر مایلید آنها را فاتح قله و همه قله ها بدانید بحثی جداست و به خود شما بر میگردد.اما این موارد تنها بخشی از مسائلی است که اعضاء تیم نانگا ایجاد کرده اند  .آیا  با این اوصاف میتوان خالقان این وقایع را قهرمان و فاتح دانست!چه عنوانی زیبنده آنهاست؟ حال به موضوع باشگاه دماوند و انجمن کوهنوردی بپردازیم . بعد از بروز حادثه این تشکلها چه وظیفه داشته اند ! آیا تنها دفاع از تیم صعود و پررنگ کردن فتح قله (فتحی که هنوز اثبات نشده) تنها کاری بود که آنها می بایست انجام دهند ؟ آیا آنها وظیفه نداشتند بدور از تعصبات گروهی و فردی با تشکیل تیم های کارشناسی و نشان دادن بی طرفی خود به بررسی همه جانبه حادثه بپردازند . تا ضمن مشخص شدن عوامل بروز حادثه در ارتقاء سطح دانش تجربی جامعه کوهنوردی موثر باشند. و خود را بعنوان مراجع بی طرف و معتقد به رشد این رشته نشان دهند . انجمن کوهنوردی در این مدت چه کرده است جز اینکه به بلند گوی اعضای تیم تبدیل شده و با صدای دیگر همان ابهامات و اخلاق گریزها را تکرار کرده است . فدراسیون نیز مقصر است  که هنوز آن قدرت و مرجعیت را ندارد که حوادث را با شجاعت و جدیت بررسی کند و فضای بهتری برای تداوم این رشته بصورت حرفه ای ایجاد کند . شما آقایان که پاسخ به بیانیه نویس تار نمای گروه قاجر را به این شیوه رسالت خود دانسته اید ،  آیا از خود پرسیده اید که چرا این افراد حتی به اندازه سر سوزنی به ضعف و اشکالات خود اشاره نکرده اند. از اظهارات باشگاه دماوند و انجمن کوهنوردی اعضای تیم اینگونه استنباط میشود که این تیم از هر نظر  بی عیب و نقص بوده و تنها اشکال تیم این بوده که سامان خودش را نا پدید کرده است . چه کسی باید عذر خواهی کند آیا گروه قاجر که تنها بر اساس عملکرد تیم و نتایج بدست آمده از سقوط اخلاقی (به معنای خاص در کوهنوردی) حرف می زند یا انجمن کوهنوردی و باشگاه دماوند که با عمل نکردن به وظیفه اخلاقی و ذاتی خود یعنی تبدیل شدن به یک مرجع بی طرف جهت بررسی فنی و کارشناسی حادثه و جلوگیری از رفتن موضوع به دادگاه و یا اعضای گروه به ظاهر صعود کننده که با تناقض گوئی ، مسئولیت گریزی، ….. تداوم نا مهربانی خود چه در زمان بروز حادثه و چه بعد از آن در ایجاد انحراف بزرگی در کوهنوردی نقش آفرینی کرده اند. حتما اگر چند سالی دیگر بگذرد و نویسندگان بعدی باشگاه دماوند برای تاریخ سازی بخاطر تفکرات امروزی تصمیم گیرندگان باشگاه دماوند که در واقع همان مدیران باشگاه هستند تحت عناوین دیگر به خود اجازه میدهند که بنویسید در بروز حادثه گروه قاجر مقصر بوده که چرا سامان را برای همراهی تیم فرستاده است  و گرنه بندگان خدا همنوردان او که کار ی نکرده اند ! و یا طبق اظهارات عجیب و غریب آقایان فریدیان در ارائه تعریف جدیدی از سرپرستی اصلا به سرپرست مربوط نمیشود که کسی گم شود ،بر اثر ارتفاع زدگی تنها برگردد ودچار مشکل شود و یا برای او جستجو انجام داد ….  به هر صورت ما قصد نداشته و نداریم با توسعه برخی نوشته ها ی تند ،  بر خورد و نا مهربانی در میان باشگاهها و گروه ها داغتر شود. ما هیچگاه اهانت کردن به هیچ فردی را تائید نمیکنیم و تلاش ما نیز حرکت در این مسیر بوده است . و حتی اگر ما نیز در نوشته های خود قصور یا اشتباهی داشته ایم شما مدافعان جدی تیم نانگا نمی توانید با بزرگ نمائی یا بهره برداری از آن روی کارنامه تاریک این تیم را بپوشانید. بروز حادثه در کوهنوردی بسیاری اوقات اجتناب ناپذیر است اما مسئله مهم نوع بر خورد با حادثه است . که در این رابطه شما حتی با وجود تناقض گوئی اعضای تیم ، بی حرکتی باشگاه دماوند و انجمن در بررسی کارشناسان حادثه دوست دارید ، بهردلیل به دوستان و باشگاه خود نمره ۲۰ بدهید . اما ما و آنهائی که قید تعصب یا وابستگی های باز دارنده به این افراد و باشگاه شما را ندارند به آنها نمره صفر میدهند. نکته همین است . و گرنه ، نمیخواهیم از سامان کوهنوردی بدون اشتباه و یا بت بسازیم. نمیخواهیم خود را مظهر اخلاق و اعضای تیم را نقطه مقابل بدانیم . گفته ایم، باز میگوئیم کوهنوردی ایران به هزاران دلیل که بسیاری از آنها را در نوشته های شما و دیگر ان می توان یافت ، نتوانسته است از این حادثه و حوادث دیگر همچون غار پرو تجربه کسب کند .قطعا اگر بررسی حادثه غار پرو بشکل مطلوب پیش میرفت و نتایج باز تاب گسترده و بیرونی می یافت ضمن اینکه گروه قاجر با آگاهی کاملتر در همراه شدن یک همنورد خود با این گروه قدم بر میداشت ،ضرورت مسئله سرپرستی و مسائل فنی و سایر الزامات در یک برنامه جدی کوهنوردی در سطحی بالاتر برای تیمها و گروه ها مطرح میشد. اگر ما امروز در جایگاه نقد این کوهنوردان (اعضای تیم نانگا و باشگاه دماوند و انجمن کوهنوردان) قرار گرفته ایم به از دست دادن یک همنورد بر میگردد و گرنه حتی ما نیز در بر خورد با حوادث قبلی میتوانیم مورد مواخذه باشیم که چرا برای آنها حساسیت بخرج نداده ایم . ما از شما و همه اعضائ باشگاه دماوند و مسئولین و…….. نگاه واقع بینانه میخواهیم . تا با بررسی دلیرانه و فنی هر حادثه کوهنوردی ایران از نظر ارزش گذاری به جان انسانها و روابط انسانی و همچنین سطح کارآیی اوج بگیرد  . که متاسفانه شما و همفکرانتان هیچگاه به این نکته توجه نکرده اید

و اما پایان کلام ، شما نویسنده محترم و سایر هم فکرانتان در رابطه با این ماجرا بعد از خواندن این متن باز میتوانید با زدن عینک متعصبانه باشگاه پرستی از میان کلمات جمله ای را بیابید و سعی کنید افکار عمومی را به سمت بی عیب جلوه دادن باشگاه و عملکرد آن هدایت کنید . کاری که حتی اگر هیچ کس باور نکند حداقل خودتان را دلخوش کنید که ما اینیم . اما در مقابل راهی دیگر وجود دارد قدری سخت است بخصوص برای آنها که همیشه دوست دارند حتی اگر غیر واقعی هم باشد ، خود را در اوج ببینند و برای خود دست بزنید و آن نقد عملکردها و نگاه کردن به خود از جایگاه یک شخص آزاد شده از تعصب است . کاری که کوهنوردان آزاد اندیش از باشگاه دماوند و انجمن کوهنوردی و… انتظار دارند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.