روایت کامل گشایش مسیر جدید دنیس اوروبکو و ماریا کاردل روی نانگاپاربات

در میان ده‌ها صعود تجاری و پروژه‌های پرهزینه سال‌های اخیر، برخی برنامه‌ها هنوز می‌توانند کوهنوردی را به معنای اصیلش یادآوری کنند؛ جایی که سرعت، تعهد، ریسک و خوداتکایی جایگزین طناب‌های ثابت، کمپ‌های مجهز و تیم‌های پشتیبانی می‌شود. صعود مشترک دنیس اوربکو و ماریا کاردل روی دیواره دیامیر نانگاپاربات دقیقاً از همین جنس بود؛ تلاشی کم‌سروصدا اما عمیقاً تاثیرگذار که در فهرست «۱۰ صعود برتر سال ۲۰۲۵» جای گرفت.

نانگاپاربات با ارتفاع ۸۱۲۶ متر، یکی از مرگبارترین قلل هیمالیاست. آمار بالای حوادث مرگبار در این کوه، لقب «کوه قاتل» را برایش به ارمغان آورده؛ لقبی که دیواره دیامیر، با ریزش‌های سنگ، بهمن‌های مکرر و شرایط غیرقابل پیش‌بینی، بیش از هر جبهه دیگری شایسته آن است. انتخاب این دیواره برای یک صعود آلپاین دونفره، خود به‌تنهایی نشان می‌داد که با پروژه‌ای معمولی طرف نیستیم.

منبع: موج کوه

برای مطالعه روایت کامل روی دکمه بیشتر بخوانید کلیک نمایید.

فهرست مطالب

• بازگشت غیرمنتظره یک کوهنورد افسانه‌ای

• ماریا کاردل؛ از سنگ‌نوردی تا هیمالیا

• هم‌هوایی متفاوت؛ خلاف جریان رایج

• شروع صعود؛ بدون شبکه امن

• روزهای بحرانی روی دیواره

• طوفان‌های عصرگاهی و بهمن

• قوانین سخت‌گیرانه و اعتماد مطلق

• رسیدن به قله؛ بی‌سروصدا اما تاریخی

• مسیر جدید یا واریاسیون؟

• چرا این صعود اهمیت دارد؟

• جمع‌بندی برای مخاطبان موج‌کوه

بازگشت غیرمنتظره یک کوهنورد افسانه‌ای

دنیس اوروبکو، یکی از برجسته‌ترین کوهنوردان ارتفاع بالای معاصر، سال‌هاست که با صعودهای بدون اکسیژن و گشایش مسیرهای جدید در هیمالیا شناخته می‌شود. او پیش‌تر اعلام کرده بود که از پروژه‌های بزرگ هشت‌هزارمتری فاصله می‌گیرد، اما این‌بار انگیزه‌ای کاملاً متفاوت او را دوباره به میدان بازگرداند: کمک به همسرش برای ثبت یک دستاورد تاریخی.

هدف این برنامه مشخص بود؛ ماریا کاردل باید نخستین زنی می‌شد که یک مسیر جدید هشت‌هزارمتری را به سبک آلپاین صعود می‌کند. با این حال، برخلاف تصور رایج، این صعود «پروژه اوروبکو» نبود. او از ابتدا تأکید داشت که تمام فشار اصلی بر دوش کاردل است و نقش خودش صرفاً همراهی در چارچوب یک تیم دونفره برابر خواهد بود.

ماریا کاردل؛ از سنگ‌نوردی تا هیمالیا

کاردل پیشینه‌ای متفاوت از بسیاری از هیمالیانوردان کلاسیک دارد. او بیشتر به‌عنوان سنگ‌نورد اسپرت، اسکی‌باز و نیروی امداد کوهستان شناخته می‌شد تا یک کوهنورد ارتفاع بالا. اما اوروبکو طی سال‌ها تمرینات سخت و گاه بی‌رحمانه در قفقاز، او را به‌تدریج وارد دنیای آلپینیسم جدی کرد؛ جایی که صعود در هوای بد، شب‌مانی‌های دشوار و تصمیم‌گیری تحت فشار، بخشی جدایی‌ناپذیر از مسیر است.

در سال ۲۰۲۳، این زوج تلاش کردند مسیری آلپاین روی گاشر‌بروم I باز کنند. بادهای شدید مانع ادامه کار شد، اما همان برنامه فرصتی فراهم کرد تا کاردل برای نخستین‌بار یک قله هشت‌هزارمتری را از مسیر نرمال صعود کند. این تجربه، سنگ بنای اعتمادبه‌نفس و آمادگی او برای پروژه‌های بزرگ‌تر شد.

یک سال بعد، اوروبکو در تلاش دوباره روی همان کوه دچار حادثه شد و سرمازدگی شدید را تجربه کرد. دوره بهبودی طولانی بود، اما اراده برای ثبت نام کاردل در تاریخ کوهنوردی، نه‌تنها تضعیف نشد، بلکه جدی‌تر هم شد.

شب‌مانی در ارتفاع، جایی برای اشتباه ندارد. اگر به دنبال انتخابی مطمئن و حرفه‌ای هستید، مجموعه کیسه خواب کوهنوردی و کمپینگ موج‌کوه را ببینید.

هم‌هوایی متفاوت؛ خلاف جریان رایج

تابستان ۲۰۲۵، این زوج راهی پاکستان شدند و دیواره دیامیر نانگاپاربات را برای پروژه خود انتخاب کردند. در زمانی که بسیاری از تیم‌ها هفته‌ها در بیس‌کمپ‌های مرتفع اقامت می‌کنند، اوروبکو و کاردل رویکردی متفاوت در پیش گرفتند.

برنامه هم‌هوایی آن‌ها شامل صعودهای سریع یک‌روزه به قله‌های چهار و پنج‌هزارمتری اطراف و بازگشت شبانه به ارتفاع پایین‌تر بود. این روش، به بدن اجازه می‌داد سریع‌تر ریکاوری کند و فشار مداوم ارتفاع بالا کاهش یابد. نتیجه، آمادگی بهتر جسمی و ذهنی پیش از ورود به دیواره اصلی بود.

پس از آن‌که تیم‌های تجاری مسیر نرمال کینشوفر را ثابت‌گذاری کردند و قله را صعود کردند، منطقه آرام‌تر شد. درست در همین زمان، اوروبکو پیام کوتاهی فرستاد:

«مسیر صدا می‌زند؛ وقت تبدیل رؤیا به واقعیت است.»

باشگاه موجتمرین قدرتی + تاکتیکال

 

شروع صعود؛ بدون شبکه امن

آن‌ها در اوایل ژوئیه وارد دیواره شدند، با تصمیمی که حتی در میان آلپینیست‌ها هم افراطی به نظر می‌رسید:

هیچ GPS، هیچ تلفن ماهواره‌ای، هیچ رادیویی برای ارتباط با بیس‌کمپ. اوروبکو از ابتدا اعلام کرده بود که در صورت بروز حادثه، درخواست نجاتی در کار نخواهد بود؛ نه برای خودشان و نه برای به خطر انداختن جان دیگران.

شرایط کوه خشک بود و همین موضوع ریزش سنگ را خطرناک‌تر می‌کرد. هر روز بعدازظهر، طوفان‌های شدید دیواره را درمی‌نوردیدند و پنجره‌های هوای مناسب بسیار کوتاه بودند. در چنین شرایطی، تنها یک استراتژی جواب می‌داد: حرکت سریع‌تر از خطر.

ورود دنیس و ماریا به دیواره دیامیر نانگا، آغاز مرحله‌ای بود که هیچ حاشیه امنی نداشت. نه پیش‌بینی هوا، نه ارتباط رادیویی و نه امیدی به کمک بیرونی؛ تنها تمرکز، تصمیم‌گیری لحظه‌ای و حرکت بی‌وقفه.

لوازم کوهنوردی و کمپینگ

چادر، کوله‌پشتی، کیسه‌خواب، اجاق و همه ابزار برنامه‌های کوه و طبیعت.

مشاهده دسته

در مسیرهای طولانی و ارتفاعات سرد، داشتن یک بطری آب یا فلاسک مناسب می‌تواند تفاوت میان هیدراتاسیون و خستگی باشد. مجموعه فلاسک حرارتی موج‌کوه را ببینید.

روزهای بحرانی روی دیواره

در روز دوم صعود، آن‌ها به یکی از خطرناک‌ترین بخش‌ها رسیدند؛ کریدوری باریک که ریزش سنگ در آن تقریباً دائمی بود. هفت ساعت در همان نقطه ماندند، بی‌آن‌که امکان پیشروی یا عقب‌نشینی امن وجود داشته باشد. هر حرکت اشتباه می‌توانست پایان کار باشد. با فرارسیدن غروب، تصمیم گرفتند حرکت را از سر بگیرند؛ تصمیمی که به یک شب‌روی کامل و صعود ۱۹ طول مسیر در تاریکی مطلق انجامید.

این‌جا بود که فلسفه «سبک اوروبکو» به‌روشنی خود را نشان داد:

حرکت سریع‌تر از خطر، حتی اگر به قیمت خستگی مفرط، کم‌آبی و فشار روانی سنگین تمام شود. آن‌ها برای سبک‌بار بودن، آب بسیار کمی حمل کرده بودند و عملاً ساعت‌ها بدون نوشیدن مایعات صعود کردند؛ رویکردی که کاردل بعدها آن را «به‌شدت سخت‌گیرانه و بی‌رحمانه» توصیف کرد.

طوفان‌های عصرگاهی و بهمن

هر روز بعدازظهر، الگوی تکراری اما مرگبار تکرار می‌شد. طوفان‌های شدید، دید را به حداقل می‌رساندند، برف تازه روی دیواره می‌نشست و خطر بهمن به‌طور ناگهانی افزایش می‌یافت. آن‌ها ناچار بودند ساعت‌ها در جان‌پناه‌های موقت بمانند؛ بیواک‌هایی ساده و ناامن که بیش از آن‌که پناه باشند، مکثی اجباری در دل خطر محسوب می‌شدند.

کاردل بعدها گفت:

«در این صعود، تنش دائمی وجود داشت؛ ریزش سنگ، بهمن، هوای بد. اما چیزی که بیش از همه مرا شگفت‌زده کرد، توان جسمی و ذهنی خودم بود.»

قوانین سخت‌گیرانه و اعتماد مطلق

یکی از جنبه‌های کمتر دیده‌شده این صعود، روابط انسانی درون تیم دونفره بود. اوروبکو به‌عنوان کوهنوردی که به کمترین خطا حساس است، همان سخت‌گیری را از شریکش هم انتظار داشت. این یعنی تصمیم‌های سریع، بدون بحث‌های طولانی و اعتماد کامل به تحلیل خطر در هر لحظه.

کاردل پذیرفته بود که در این چارچوب حرکت کند؛ چارچوبی که حتی شامل قوانینی غیرمعمول می‌شد، مانند نخوردن و نیاشامیدن در طول روز برای حفظ سرعت. به‌گفته او، همین نظم سخت‌گیرانه و توجه دائمی به خطرات، دلیل زنده ماندن اوروبکو پس از دهه‌ها فعالیت در سخت‌ترین دیواره‌های جهان است.

رسیدن به قله؛ بی‌سروصدا اما تاریخی

در ۱۰ ژوئیه ۲۰۲۵، پس از شش روز صعود مداوم، آن‌ها به قله نانگاپاربات رسیدند. نه پرچمی برافراشته شد و نه پیامی فوری مخابره. یک روز بعد، تنها تأیید کوتاهی از سوی شرکت پشتیبان محلی منتشر شد که نشان می‌داد صعود انجام شده است.

حتی پس از بازگشت به اسکردو، این زوج ترجیح دادند چندین روز سکوت کنند. جزئیات صعود به‌تدریج و از خلال مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های کاردل در اسپانیا منتشر شد. بازگشت آن‌ها از مسیر نرمال و طناب‌های ثابت انجام گرفت؛ تصمیمی منطقی برای کاهش ریسک در فاز فرود.

مسیر جدید یا واریاسیون؟

انتشار کروکی مسیر، بحثی قدیمی را دوباره زنده کرد: آیا خط صعودشده واقعاً یک «مسیر جدید» است یا واریاسیونی از مسیرهای پیشین، از جمله مسیر گشایش‌یافته در سال ۲۰۰۹؟

خود اوروبکو و کاردل پیش از صعود، با کوهنوردان درگیر آن پروژه قدیمی گفت‌وگو کرده بودند تا از تفاوت خطوط اطمینان حاصل کنند. پس از برنامه نیز، با همکاری نقشه‌نگاران حرفه‌ای، تلاش شد مسیرها به‌دقت مقایسه شوند. نتیجه اما قطعی نبود؛ همان‌طور که در دنیای کوهنوردی، مرز مشخصی میان «مسیر جدید»، «مسیر جزئی» و «واریاسیون» وجود ندارد.

یکی از اعضای تیم ۲۰۰۹، ترجیح داد وارد این جدل نشود و نکته اصلی را برجسته کرد:

«صرف‌نظر از نام‌گذاری، این یک صعود جسورانه، دونفره و کاملاً وفادار به روح آلپینیسم بود.»

• مقایسه مسیر ۲۰۰۹ و ۲۰۲۵ نانگا رخ دیامیر

چرا این صعود اهمیت دارد؟

در عصری که بسیاری از صعودهای هشت‌هزارمتری به پروژه‌هایی قابل‌پیش‌بینی و تجاری تبدیل شده‌اند، صعود اوروبکو و کاردل یادآور ریشه‌های کوهنوردی جدی است؛ جایی که مسئولیت جان، تصمیم و پیامدها کاملاً بر عهده خود کوهنورد است.

این صعود نه برای رکورد بود، نه برای رقابت و نه برای اسپانسر. نام انتخاب‌شده برای مسیر—«نِیزابودکا» یا «فراموشم‌مکن»—خود گویای هدف آن است: ثبت لحظه‌ای صادقانه در تاریخ کوهنوردی، بدون هیاهو اما ماندگار.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *